السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )
22
صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )
شده بود و بخشى از آن را نوشته بود ، پذيرفت و بعد از او بر مسند خلافت ، تكيه زد ؟ ! نشسته نماز خواندن پيامبر ( ص ) روز دوشنبه ، به هنگام نماز صبح ، بلال ، طبق عادت ، اذان گفت و به درِ خانهء پيامبر ( ص ) آمد و گفت : « الصلاة ! الصلاة ! رَحِمَكُم الله » . « 1 » پيامبر خدا ( ص ) كه از شدّت درد ، توانايى راه رفتن نداشت و گاهى از حال مىرفت ، به بلال فرمود : « كسى را بگوييد تا با مردم ، نماز بخواند » . « 2 » اين كه پيامبر ( ص ) كسى را براى امامت نماز ، معين نكرد ، به دو دليل بود : اوّل ، اين كه سر مبارك حضرت بر بالين على ( ع ) بود « 3 » و او در آن حالت ، نمىتوانست براى امامت ، در مسجد حاضر شود . دليل دوم نيز اين بود كه گروه مهاجر و انصار ، همگى مىبايد در سپاه اسامه ، حضور مىيافتند . لذا حضرت ، كسى را معين نكرد و فقط فرمود : « كسى را بگوييد تا با مردم ، نماز بخواند » . اين سخن پيامبر ( ص ) ، از خانهء عايشه ، بدين صورت خارج شد كه پيامبر ( ص ) فرموده : « به ابو بكر ، امر كنيد تا با مردم ، نماز بگزارد » ! « 4 »
--> ( 1 ) . الإرشاد ، ص 86 . ( 2 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 302 ؛ الإرشاد ، ص 86 . ( 3 ) . گر چه برخى مورّخان ، از عايشه روايت كردهاند كه پيامبر ( ص ) در دامان او از دنيا رفته است ؛ امّا اين مطلب با بسيارى از متون تواريخ و سيرههاى دو مكتب ، سازگارى ندارد ( براى اطّلاع بيشتر ، ر . ك : الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 263 ؛ المستدرك على الصحيحين ، حاكم نيشابورى ، ج 3 ، ص 138 ؛ كنز العمّال ، ج 6 ، ص 600 ؛ بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 485 ) . ( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 64 ؛ الكامل ، ج 2 ، ص 186 ؛ البدء و التاريخ ، ج 5 ، ص 60 .